شیمیست خط خطی

می نویسم تا یاد بگیرم شادی را در عمق وجودم پیدا کنم

آخیییشش

  • ۲۳:۰۷

* به دلیل همان مصیبت دقیقه نودی بودن، از دو هفته قبل از کنکور تمام کارهایم را موکول کرده بودم به بعد از 15 اسفند! نتیجه اینکه از ظهر جمعه که از جلسه کنکور بیرون امدم تا امروز در حال دویدن هستم (که البته هنوز هم ادامه دارد!) از تعداد زیاد تکالیف و گزارش ها و برگه های امتحانی تصحیح نشده مدرسه تا وعده های خرید و خانه تکانی که به مادرجان داده بودم باعث شد در این ده روز اساسا احساس کنم 24 ساعت برای یک روز خیلی کم است!

تازه وسط این همه هاگیر واگیر پریروز گذاشتندم سرپرست اردوی مدرسه، کجا؟ کوه! وقتی برگشتم مامان گفت حالا که روحیه ات هم عوض شد با انرژی بیشتری به خانه تکانی ادامه می دهیم! (دو نقطه احساس بیچارگی!) خلاصه اینجانب با چشم های قرمز از خستگی و کم خوابی مشغول شستن و سابیدن می باشم.

پی نوشت 1: پارسال موفق شدم راضی اش کنم که بدون این همه خودآزاری هم سال تحویل می شود، نتیجه اینکه امسال با شدت دو برابر تحت فرماندهی مادرجان مشغول تمیزکاری هستیم با این شعار که "این خونه دو ساله اساسی تمیز نشده!" :| 

پی نوشت 2: اگر تا قبل سال تحویل پست جدید نگذاشتم، پیشاپیش سال نو مبارک :دی

  • ۱۶۵
ماری
مثل من ک تا اخر اسفند کنکور داشتم :)
به منم سر بزن
امیدوارم موفق باشی :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
پیش به سوی ناشناخته ها...
Designed By Erfan Powered by Bayan